براي لاله ي عزيزم....

هر روز...هر روز...هر روز...
بگذار هروز رويايي باشد در دست
بگذارهر روز عشقي باشد در دل
بگذار هرروز دليلي باشد براي زندگي...
پاییز همچنان لی لی می کند ولی انگار زمستان پیشی گرفته
حیف فصل دوست داشتنی من یک ماه و نیم بیشتر خودنمایی نکرد...سکوت زمستانو دوست دارم تنها حرفش سوز دل است وبس....
به آزمایشگاه رفتم تا چکاب انجام دهم آخه فهمیدم در این مدت بیمارم!
فشارخونم را گرفت معلوم شد که صبرم پایین اومده! دمای بدنم را اندازه گرفت دماسنج 40 درجه اضطراب را نشون میداد البته فکر می کردم که دمای روزمرگی ام پایین اومده ولی خوب برعکس شد.
تحمل زیاد سرخرگهایم رامسدود کرده بودند وآنهادیگر نمیتوانستند به قلب خالی ام خون برسانند
مشکل بینایی هم پیدا کرده بودم واقعیت بینی ام ضعیف شده بود
به سمعک هم احتیاج داشتم چون دیگر حقیقتی برای شنیدن نبود
نوبت ارتوپد شد عکس گرفت چند جای بدنم شکسته بود به یاد آوردم که چندبار زمین خورده ام ولی باز برخواسته ام
سلولهای خونم مورد بررسی قرار گرفت دچار دورنگی شده بودند حق داشتند آخه کمتر یکرنگی دیده بودند
ازمایش خونم نشون داد کمی لطافت خونم پایین اومده
به پیش عکاس مخصوصم می روم زوم می کند روی شخصیتم بعضی رفتارهایم توی کادر قرار نمی گیرند این یعنی باید از آنها فاکتور بگیرم
... از وجودم.. این یعنی افسوس....
نسخه ای می پیچد و تحویلم می دهد
هر روز یک لیوان لبالب صبر بنوشم
روزی 2 قاشق آرامش ساعتی یک قرص صداقت و دقیقه ای یک بار کپسول عشق و هفته ای یک بار آمپول استقامت!
پ.ن 1
هیچ ثانیه ای از زندگی 2باره تکرار نمی شود پاییز پارسال اصلا شبیه پاییز امسال نیست فصلهای دیگر هم..ثانیه های زندگیت نیز....
پس ماهی یک بار خودتو چکاب کن ببین در رفتار و وجودت چه کمبودهایی احساس می کنی
خودت نسختو به میل خودت ببیچ نذار حالت انقدر وخیم بشه که دیگه نسخه ای بهت اثر نکنه./.
توي اين دنيايي كه همه چي دروغ شده ...ريا شده ... فريب شده...بي رحمي شده
خودمون به داد خودمون نرسيم كي برسه
پ.ن2
به کلمه ای با حرفهاي" ش .ا. ن. س" ایمان آوردم
چون در این یک ماه واقعا باهاش دست وپنجه نرم کردم
البته با پیشوند"بد"
امیدورام شما با پیشوند "خوش" باهاش بتازید..
نظرات شما عزیزان: